عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
75
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
قطعا مفيد نيامد و التفات ننمود . « 1 » در اين زمستان در اردو بوقا را به ياسا رسانيدند . و امير نوروز در خراسان ياغى شد و بىبى تركان به طغاجار و ديگر امرا عرضه داشت كه سيورغتمش با بوقا هم كنكاج بوده است ، مصداق اين سخن آنكه دختر را « 2 » شاه عالم به پسر بوقا داده بود . عزم قصد و استيصال سيورغتمش كردند . و در تبريز بىبى تركان به مفاجا بمرد و تولكشاه و سبوكشاه با سيورغتمش صلح « 3 » كردند و قلعه سيرجان بعد از دو سال محاصره مفتوح شد و پادشاه خاتون از روم جهت انتزاع سيرجان از دست سيورغتمش به اردو آمد . ارغون مقدم او را عزيز داشت . سعد الدولهء يهود پيش پادشاه ارغون معتبر شده بود . پادشاه خاتون با او مشورت كرد كه سيورغتمش را از كرمان طلب داشتند . چون در آمدن تعلّل نمود حكم شد كه سيورغتمش قلعهء ولايت سيرجان را به امير بهرام نام « 4 » از ملوك همدان كه نوكر سعد « 5 » الدولهء وزير بود باز گذارد . پادشاه خاتون برادرزادهء خود « 6 » طغانشاه و پسر حجّاج سلطان را به احكام به تصرّف و اهتمام املاك خاصّ به كرمان روانه كرد و خود باز به روم مراجعت نمود . و در ماه « 7 » ربيع الآخر سنهء تسعين خبر رسيد كه پادشاه ارغون نماند . سيورغتمش به تصوّر آنكه بعد از آن او را به خود استقلالى و استبدادى باشد ، شماتت و بشاشت نمود تا به حدّى كه مولانا تاج الدّين خوافى « 8 » به مهمّ شاهزاده غازان به كرمان آمده بود بگريخت و لشكرهاى قيدوخان با نوروز از آب آمويه عبور كرده به خراسان در آمدند . و اتابك لور ياغى شد و اصفهان را لران بگرفتند . در يزد « 9 » بهاء الدّين تفتى خروج كرد و آتش فتنه در عراق و خراسان تصاعد پذيرفت . چون كيخاتو « 10 » بر تخت نشست امير سكور را در ممالك استخلاف فرمود و خود به روم مراجعت نمود . بدين موجبات سلطان سيورغتمش را در كرمان استقبال و استبدادى دست داد و مال و ارتفاعات ولايت به مراد خود خرج كرد . و
--> ( 1 ) با ، گ ، مل : نفرمود . ( 2 ) با ندارد . ( 3 ) با ندارد . ( 4 ) با ، گ ، مل : نامى . ( 5 ) با ، گ : سيّد الدولة . ( 6 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 7 ) اساس : راه . ( 8 ) با : قوافى . ( 9 ) ما : وزير . ( 10 ) اساس ، گ : كنجاتو .